دستشويي رفتن، کاري که افراد بزرگسال و کودکان پس از 3 يا 4 سالگي به‌راحتي انجام مي‌دهند را بايد طي مراحلي به فرزند کوچکمان آموزش دهيم. براي پيگيري روندتکامل کودک در زمينه‌هاي رفتاري، در اين مقاله به همين موضوع يعني آموزش دستشويي رفتن به کودک پرداخته‌ايم.

آشنايي با نکات زير مي‌تواند شما را در شيوه آموزش تواناتر کند

  1. آموزش توالت رفتن کودک زماني بايد آغاز شود که بدن کودک از نظر جسمي آمادگي پذيرش داشته باشد. يعني در ابتدا کودک بايد از خيس و يا کثيف شدن خويش آگاه شود تا سپس بتواند ادرار يا مدفوع را کنترل کند.
  2. کامل شدن کنترل ادرار و مدفوع در کودکان شامل کنترل مدفوع در شب و سپس در روز، کنترل ادرار در روز و سپس در شب است.
  3. بيشتر کودکان بين دو تا سه سالگي آمادگي پذيرش کنترل ادرار و مدفوع را در روز و شب به دست مي‌آورند ولي تعداد کمي نيز شايد در 20 ماهگي به اين آمادگي برسند. بنابراين آموزش را زودتر شروع نکنيد و زماني که احتمال موفقيت شما و کودکتان زياد است آموزش را آغاز کنيد.
  4. آموزش توالت رفتن را ابتدا به صورت تئوري شروع کنيد. کودک بايد از بدن خود آگاهي يابد و درباره چگونگي به وجود آمدن و خروج ادرار و مدفوع برايش توضيح دهيد (کودک بايد بداند که ادرار و مدفوع بخشي از بدن او نيست).
  5. نام اشيا، محل‌ها و دستورات ساده را براي او توضيح دهيد.
  6. براي کودک توالت‌هاي پلاستيکي (لگن) تهيه کرده و گهگاه پيشنهاد استفاده از آن را به جاي پوشک يا کهنه به او بدهيد.
  7. به کودک حداقل يک کلمه، اشاره و يا علامت در هنگام داشتن ادرار و يا مدفوع براي خبر کردن ياد بدهيد.
  8. زماني که کودک خيسي يا کثيفي خودش را اعلام کرد او را به سرعت به توالت برده لباس، کهنه و يا پوشک او را تعويض کرده و از اينکه به شما خبر داده از او تشکر کنيد. در ابتدا خيس و يا کثيف بودن او را ناديده گرفته و او را به دليل خبر کردن تشويق کنيد.
  9. کودک را به دليل آنکه کارهايش را به تنهايي انجام مي‌دهد تشويق کنيد. اين عمل موجب مستقل شدن کودک مي‌شود.
  10. براي آنکه کودک نسبت به اعمال خود آگاه شود به او بگوييد به شلوار خيس و يا کثيفش دست زده و يا آن را ببيند. در حين مدفوع کردن براي او توضيح دهيد که مشغول چه کاري است و نام اين کار چيست. به تن داشتن لباس خيس و يا کثيف براي کودک ناراحت کننده است. اجازه دهيد کودک اين ناراحتي را تجربه کند زيرا ناراحتي کودک انگيزه خوبي براي کنترل ادرار و مدفوع و در نتيجه استفاده از توالت خواهد بود.
  11. کودک بايد مسووليت کارهاي خود را به عهده بگيرد براي مثال براي شستن لباس زير يا شلوار کثيفش از او کمک بگيريد.
  12. اگر کودک شما به راحتي راه رفته، مي‌دود و مي‌تواند اشيا را جابه‌جا کند ولي قادر به پوشيدن و در آوردن لباسش نيست بايد اين اعمال را به او آموزش دهيد. به طور مطلوب آموزش مهارت‌هاي خودياري چون پوشيدن و درآوردن لباس، شستن دست‌ها و... به کودک بايد در اين زمان انجام شود (به ياد داشته باشيد که آموزش شستن دست‌ها بيش از حد لازم نباشد.)
  13. اگر کودک در طول روز نياز به توالت رفتن دارد، به او بگوييد چند ثانيه صبر کرده و سپس به توالت برود. اينکار موجب تمرين کنترل ادرار در کودک مي‌شود.
  14. در صورتي که کودک از محل توالت، صداي سيفون و... مي‌ترسد ترس‌ها را در او از ميان ببريد. او بايد محل قرار گرفتن ادرار و مدفوع را ببيند و خودش سيفون را بکشد. کودک را براي صحبت کردن درباره ترس‌هايش تشويق کنيد. اين کار به شما به‌منظور درک بيشتر و حل مسايل کودک کمک مي‌کند.
  15. کودک را به طور آزمايشي روي توالت بنشانيد تا بفهمد که درون آن نمي‌افتد. از يک اسباب‌بازي مخصوص براي تشويق کودک به اين کار استفاده کنيد.
  16. توالت بايد به راحتي در دسترس کودک بوده تميز و براي او جالب باشد (برخي والدين از مکان توالت براي تنبيه کودک استفاده مي‌کنند. اين کار موجب ناامن شدن محل توالت براي کودک شده و او در آنجا احساس ترس مي‌کند).
  17. زماني که کودک در شلوار خود مدفوع کرده، محل قرار گرفتن مدفوع در توالت را به او نشان دهيد. در اين صورت کودک جايي را که مدفوع بايد انداخته شود بهتر مي‌شناسد.
  18. گاهي اوقات کودکان هنگام دفع احساس درد مي‌کنند. خوردن غذاهاي فيبردار مانند انواع سبزي‌ها و ميوه‌ها و آشاميدن مايعات موجب شلي مدفوع و راحتي دفع مي‌شود. براي کودکاني که از آشاميدن خودداري مي‌کنند مصرف غذاهايي مانند سوپ مفيد خواهد بود در نتيجه عمل دفع در ذهن کودک دردناک محسوب نمي‌شود.
  19. هنگامي که کودک خودش را در توالت مي‌شويد حساسيت‌هاي بي‌مورد نشان ندهيد. زيرا در برخي کودکان توجه منفي والدين بيشتر از توجه مثبت آنها تاثير داشته و منجر به تکرار رفتار نامناسب در کودک مي‌شود. بديهي است که تکرار رفتار نامناسب کودک براي جلب توجه والدين صورت مي‌گيرد.
  20. از استحمام کودک بلافاصله بعد از خيس و يا کثيف شدن او خودداري کنيد زيرا برخي از کودکان ياد مي‌گيرند که حمام کردن درست بعد از اين عمل خواهد


تاريخ : جمعه چهاردهم مرداد 1390 | 23:49 | نویسنده : SARA89 |
****بچه ها بغلي نمي شوند****

: انقدر بغلش نكن ، بچه بغلي ميشه ها ... شايد اين جمله را از زبان مادربزرگها شنيده باشيد. معمولا مسن ترها عقيده دارند در آغوش گرفتن زياد نوزاد موجب لوس شدن او يا به اصطلاح عام موجب بغلي شدنش مي شود. اما صاحبنظران حوزه پرورش كودكان امروزه چندان با اين نظر موافق نيستند.

دکتر منصور بهرامي متخصص کودکان در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ايسنا - واحد علوم پزشکي ايران گفت : مهمترين موضوع در پرورش کودک توجه و مراقبت از او از لحظه تولد است که اين توجه بايد در بالاترين ميزان خود باشد چرا که کودک از لحظه تولد داراي لامسه و چشايي و حواس کامل است و اين حواس بايد هر چه بيشتر تقويت شوند.

وي در ادامه افزود: بيشترين ميزان رشد مغز در 5/1 سال ابتداي زندگي است به طوري که اين ميزان تا 90 درصد نيز مي رسد بنابراين والدين در همين زمان است که بايد تمام تلاش خود را براي رشد کامل و تکامل مغز کودک به کار گيرند.

برخلاف عقيده برخي والدين هر چه نوزاد بيشتر مورد توجه قرار گيرد و در آغوش گرفته شود بيشتر با اصوات و تصاوير افراد آشنا شده و حواس و حتي تکلم وي تقويت مي شود و هيچ گاه موجب لوس شدن يا بغلي شدن کودک نمي گردد و مي توان گفت اين تفکر که کودک به اصطلاح بغلي مي شود ، اشتباه مي باشد.

گفتني است: کودک به خصوص در سالهاي اول زندگي به هيچ وجه نبايد احساس نگراني، ترس و يا ناامني داشته باشد چرا که در طولاني مدت در روحيات و حتي شکل گيري شخصيت وي تاثير گذار است.

شايان ذکر است: اگر در آغوش گرفتن کودک همراه با صحبت کردن با وي باشد مي تواند تا حدي در قدرت تکلم و شنوايي کودک موثر واقع شود



تاريخ : جمعه چهاردهم مرداد 1390 | 23:42 | نویسنده : SARA89 |
مشغول كارهايم بودم كه شنيدم فرزند 5 ساله‌ام در حالي كه با اسباب‌بازي‌هايش بازي مي‌كرد، خطاب به يكي از آنها گفت: «آهاي، كله‌پوك! مگه با تو نبودم؟» گفتم: «حسين! حرف بد؟» نگاهم كرد و گفت: «من نبودم.» و بعد به سرباز پلاستيكي‌اي كه در دست داشت، اشاره‌ كرد...
 و گفت: «اين بود!» گفتم: «پس به سربازت بگو حرف بد نزنه؛ وگرنه هردومون از دستش ناراحت مي‌شيم.» و او هم همين را به سربازش گفت. نمي‌دانم تاثير حرفم روي حسين تا چه حدي بود و اصلا آيا او با شنيدن اين همه حرف‌هاي بد در فيلم‌ها و كارتون‌ها و آدم‌هاي اطرافش باز هم اين كار را تكرار خواهد كرد يا نه؟ تنها کاري که از دست من ساخته است، همين است که دائم در گوشش بخوانم اين حرف بد است و آن حرف، خوب. اما دكتر نسرين اميري، فوق‌تخصص روان‌پزشكي كودك و نوجوان و عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، مي‌گويد بيش از اينها از دست يک پدر و مادر ساخته است. موضوع گفتگوي من با دکتر اميري، بچه‌هاي بددهن است. با ما همراه شويد.

سلامت: خانم دکتر! بچه‌هايي که معني فحش و ناسزا را درک نمي‌کنند، چرا گاهي وقت‌ها فحش مي‌دهند؟
اينكه كودكان اقدام به فحاشي مي‌كنند، چند علت مي‌تواند داشته باشد؛ يكي از علت‌هايش اين است كه ما الگوي بچه‌ها هستيم؛ يعني كودك در محيطي قرار مي‌گيرد كه اطرافيانش به اين شكل صحبت مي‌كنند. در نتيجه، اين قضيه براي كودك عادي مي‌شود زيرا در اين محيط رشد و پرورش مي‌يابد. در چنين مواردي ما درمان‌هايمان را به سمتي پيش مي‌بريم كه بتوانيم محيط را تغيير دهيم. علت ديگر فحاشي كودكان مي‌تواند اين باشد كه آنها نمي‌توانند خشم خود را كنترل كنند و فحش دادن در حقيقت، يك نوع ابراز خشم و پرخاشگري كلامي است؛ مانند مواردي كه كودكان در حالت خشم كتك‌کاري مي‌کنند يا چيزي از اين قبيل. در واقع اين حالت يك نوع برخورد ناشي از عدم كنترل خشم است. در چنين مواردي، علاوه بر اينكه بايد از روش‌هاي كنترل خشم استفاده كنيم، بايد زمينه اين رفتارها را نيز بررسي و ارزيابي كنيم. گاهي اوقات ممكن است كودكان در حالت افسردگي، پرخاشگر شده و ناسزا بگويند. گاهي بعضي بيماري‌هاي جسماني سبب ايجاد اضطراب در كودكان مي‌شود و همين باعث پرخاشگري و در نهايت فحاشي مي‌شود.
سلامت: واقعا؟!‍ مثلا کدام بيماري مي‌تواند کودک را به پرخاشگري و فحاشي وادار کند؟
مثلا مي‌توانم به بيماري پركاري تيروييد اشاره کنم كه باعث مي‌شود كودك زمينه بيمارگونه‌اي از اختلالات اضطرابي و افسردگي را پيدا كند كه خود اين عامل، زمينه‌اي براي فحاشي كودكان است. البته فحاشي مي‌تواند به مشكلات رفتاري كودكان (مانند لجبازي) ‌نيز برگردد. بچه‌هاي لجباز مي‌دانند كه فحش دادن كار بدي است و اطرافيان را ناراحت مي‌كند و به همين علت شروع به ناسزاگويي مي‌كنند تا محيط اطرافشان را طبق نظر خودشان كنترل كنند.
سلامت: پس براي کنترل ناسزاگويي کودک، اول بايد اين مشکلات زمينه‌اي را کشف و درمان کنيم؟
بله! براي رفع مشكلات بيمارگونه کودک بايد حتما مداخلات درماني صورت بگيرد. در مورد الگو گرفتن کودک نيز قطعا بايد محيط را تغيير بدهيم و در مورد لجبازي‌ها هم معمولا تركيبي از تغيير محيط و رفتاردرماني براي كودكان در نظر مي‌گيريم تا اين‌گونه لجبازي‌ها را به‌طور كلي درمان كنيم.
سلامت: گاهي اوقات كودكان دچار تعارض مي‌شوند از اين جهت كه والدين‌شان آنها را از بعضي حرف‌ها منع مي‌كنند اما همان حرف‌ها را خودشان به زبان مي‌آورند يا کودک، آنها را از برنامه‌هاي تلويزيوني مي‌شنود. اين امر چه تاثيري روي كودك مي‌گذارد؟
همان‌طور كه اشاره كردم، يكي از علت‌هاي شايع فحاشي كودكان، الگو قراردادن والدين و اطرافيان است. همه رفتارهاي اجتماعي ما آموزشي است. به عنوان نمونه همه ما وقتي به دنيا آمديم بعد از مدتي فهميديم كه وقتي انسان‌ها با يكديگر برخورد مي‌كنند سلام مي‌كنند بنابراين ياد گرفتيم كه وقتي به فردي رسيديم به او سلام كنيم. وقتي در يك خانواده افراد به هم فحش مي‌دهند و سر هم داد مي‌زنند اين رفتار عادي مي‌شود و كودك آنها را به راحتي ياد مي‌گيرد و اجرا مي‌كند. بنابراين رفتارمان بيشتر از كلاممان پيام مي‌دهد. پس اگر مي‌خواهيم به كودكي بگوييم كه فحش ندهد، اول بايد روي خودمان تسلط داشته باشيم و اگر نتوانيم بر خودمان تسلط داشته باشيم، نبايد اميد داشته باشيم كه كودكمان خوب تربيت شود و ناسزا نگويد. بنابراين محيطي كه ما كودك را در آن پرورش مي‌دهيم، بسيار مهم است و كودك همه رفتارهاي خود مانند لباس پوشيدن، غذا خوردن، حرف زدن و ساير رفتارهايش را از افراد خانواده الگو مي‌گيرد. ممكن است ما به كودك بگوييم فحش دادن زشت است ولي او نگاه مي‌كند تا ببيند ما چه كاري انجام مي‌دهيم. اگر فحش داديم و اقدام به ناسزاگويي كرديم او الگو مي‌گيرد.
سلامت: اگر والدين و اطرافيان هم رعايت كنند باز هم ممکن است كودك با ديدن بعضي برنامه‌هاي تلويزيوني، اين قبيل حرف‌ها را ياد بگيرد.
خب، اينكه ما مي‌گوييم كودك نبايد هر نوع برنامه‌اي را ببيند، دليلش همين است. از طرفي اگر الگوي مناسبي از خودمان در بين نباشد، كودك ممكن است آن حرف بد را به كار ببرد اما وقتي برايش توضيح بدهيم كه اين هنرپيشه‌اي كه اين حرف را زده، كار بدي انجام داده و حرف زشتي زده است يا اگر توضيح بدهيم که اين فرد آدم خوبي نبود كه اين كار را انجام داد، اين رفتار در كودك مستمر نمي‌ماند و بعد از مدت كوتاهي محو مي‌شود و ديگر آن را تكرار نمي‌كند. كودكي كه دايم فحاشي مي‌كند، در مقوله‌هايي مي‌گنجد كه در ابتدا گفتم و اين‌طور نيست كه فقط با ديدن يك فيلم فحاشي كند.
سلامت: حالا اگر اطرافيان در كنار كودك اقدام به ناسزاگويي كنند، بهترين برخوردي كه مي‌توانيم با آن فرد داشته باشيم تا براي كودك هم آموزش محسوب شود، چيست؟
ببينيد؛ اگر يکي از والدين کودک بيمار باشد، ممکن است گاهي ناسزاگويي کند. بهترين كار در اين موارد اين است كه براي كودك، بيماري والد را توضيح دهيم. به عنوان نمونه بگوييم که: «پدرت حالش خوب نيست» يا «پدرت رفتار نامناسبي انجام مي‌دهد» يا ... مساله اصلي اين است كه بايد بر حسب سن كودك به تحليل اين شرايط بپردازيم. اگر كودك دبستاني است و مي‌توان با او در تعامل كلامي قرار گرفت با او صحبت مي‌كنيم و مسايل را برايش توضيح مي‌دهيم. اگر كودك در سنين نوجواني است، مي‌توانيم از او كمك و مداخله درماني بگيريم.
به عنوان نمونه از او بپرسيم: «به نظر تو چه كار كنيم بهتر است تا اين مشكل پدرت حل شود؟» اگر كودكي خيلي كوچك است، توصيه مي‌كنم والدين اجازه ندهند كودك در آن شرايط بيمارگونه براي مدتي طولاني قرار بگيرد زيرا كودكان كوچك‌تر بسته به جنسيت‌شان از والد همجنس فحاش‌شان الگو مي‌گيرند بنابراين اگر هر كدام از والدين ديدند كه والد ديگر از مساله‌اي ناراحت و عصباني است و احتمال فحاشي و ناسزاگويي وجود دارد، كودك را از او دور يا حواسش را پرت كنند. اگر هم اين مساله رخ داد و كودك درباره آن سوال كرد بايد براي او توضيح دهند كه اين رفتار، رفتار مناسبي نيست. ضمن اينكه نبايد وجهه والد را هم نزد كودك خراب كرد.
سلامت: حالا اگر والدين سهوا جلوي كودك حرف بدي بزنند و بعد بلافاصله از او عذرخواهي كنند، آيا اين عذرخواهي مورد قبول كودك قرار مي‌گيرد و مشکل رفع مي‌شود يا نه؟
به شرطي كه واقعا عذرخواهي باشد، بله! گاهي اوقات ما از حرفي كه زديم، خيلي هم خوشمان آمده ولي چون مي‌بينيم كودك در حال تماشا كردن ماست، از او عذرخواهي مي‌كنيم. در چنين مواردي كودكان خيلي هوشيارند و متوجه مي‌شوند كه ما از ته دلمان خيلي هم خوشحاليم كه حرف زشتي را به كسي كه از او خوشمان نمي‌آيد، زده‌ايم. اين رفتار ما تاثير منفي بيشتري روي كودك مي‌گذارد.
سلامت: اگر كودك حرف زشتي زد، آيا مي‌توانيم او را تنبيه كنيم؟
حتما بايد تنبيه‌اش كنيم ولي تنبيه از نظر ما به هيچ وجه به معناي خشونت نيست. تنبيه از نظر من يعني محروم كردن. وقتي كودك ناسزا مي‌گويد اولين مرحله تنبيه، محروم كردن او از حضور در جمع است كه معمولا به اندازه سنش دقيقه تعيين مي‌كنيم. به عنوان نمونه يك كودك 5 ساله بايد 5 دقيقه از جمع جدا شود چون حرف زشتي زده است. اگر اين محروميت‌ها جواب ندهد به سراغ محروميت از چيزهايي كه مورد علاقه‌اش است مي‌رويم. ضمن اينكه يادتان باشد وقتي تنبيه را به كار مي‌بريم حتما براي رفتار عكس آن هم تشويق در نظر مي‌گيريم.
سلامت: اگر كودك بلافاصله عذرخواهي كرد تا چند مرتبه عذرخواهي‌اش را قبول كنيم؟
عذرخواهي كودك را همان بار اول قبول مي‌كنيم ولي عذرخواهي مانع تنبيه نمي‌شود. بايد به او گفت: «تو را مي‌بخشم ولي به خاطر حرفي كه زده‌اي بايد 5 دقيقه در اتاقت تنها بماني.»
سلامت: آيا ناسزاگويي در بزرگسالان ريشه در دوران كودكي‌شان دارد؟
بعضي‌هايش بله! بعضي هم مي‌تواند عادتي باشد. كودكاني كه در محيط‌هاي نامناسب بزرگ مي‌شوند معمولا بددهن مي‌شوند و اين يك رفتار عادتي است كه بايد از همان كودكي اصلاح شود.



تاريخ : جمعه چهاردهم مرداد 1390 | 23:30 | نویسنده : SARA89 |
 تعاریف پرخاشگری

روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.

پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است.

این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

الگوی خانواده و پرخاشگری

والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.

وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسر است.

در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود. در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزش های اجتماعی به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود: قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه ای کودکان چهار ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط و زیر متوسط طبقه بندی شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هایی تقسیم شدند که در مهدکودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» یا فیلم های معمولی و یا برنامه های جامعه پسند می دیدند. کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد و بعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی که برنامه های معمولی را دیده بودند. دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند و هر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت. این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت.

کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.

 

 

 



تاريخ : جمعه چهاردهم مرداد 1390 | 0:47 | نویسنده : SARA89 |

چه زمانی کودکان دروغگویی را آغاز می کنند؟

کودکان از سنین بسیار پایینی، می توانند دروغگویی را آغاز کنند. بطور کلی مطالعات نشان داده که کودکان از 3 سالگی دروغگویی را آغاز می کنند. این زمانیست که کودکان تازه در حال بالغ شدن هستند اما از لحاظ شناختی هنوز به مرحله ای نرسیده اند که بتوانند ذهن شنونده را بخوانند بنابراین دروغهای بسیار اغراق آمیزی را عنوان می کنند و ناشیانه عمل می کنند.

اما به طور کلی کودکان در سنین 6-4 میزان دروغگویی شان افزایش می یابد و در این مرحله در دروغگویی مهارت بیشتری پیدا می کنند زیرا با زبان بدن و نقش بازی کردن بهتر می توانند حرفها (دروغهای) خود را به واقعیت نزدیک کنند.

وقتی کودکان دروغ می گویند، چکار کنیم؟

وقتی حرف دروغی از کودک خود شنیدید، عصبانی نشوید بلکه به کودک خود بگویید «وقتی حقیقت را به من بگویی خوشحال می شوم و زمانی که دروغ می گویی از تو ناراحت می شوم» همچنین سعی کنید برای کودک خود داستانها و کتابهایی را بخوانید که در تایید صداقت و راستگویی باشد و به طور کلی به راستگویی او ارزش و پاداش دهید و آنها را به خاطر کوچکترین دروغگویی توبیخ کنید. به کودکتان بخاطر راستگویی پاداش دهید حتی اگر این صداقت او به ضرر شما تمام شده باشد.

چند نکته در تشویق صداقت و راستگویی

وقتی کودکان به اندازه کافی بزرگ شوند، می توانند فرق بین راستگویی و دروغگویی را درک کنند لذا شایسته است که کودکان را به راستگویی تشویق کرده و در این زمینه از آنها حمایت کنید:

اگر فرزند شما شروع به صحبتهای موهوم و خیالی کرد، شما می توانید به سادگی و به زبان خودش، با او وارد صحبت شوید.

مثلاً پسر شما ممکن است به شما بگوید: «من مرد عنکبوتی هستم» - در این وضعیت بهتر است شما با یک سؤال ساده و قابل فهم پاسخ کودکتان را بدهید و مثلاً بگویید: «منظورت این است که خیلی قوی هستی؟»

اگر فرزند شما شروع به صحبتهای موهوم و خیالی کرد، شما می توانید به سادگی و به زبان خودش، با او وارد صحبت شوید.

- به کودکتان کمک کنید تا از شرایطی که منجر به دروغگویی او می شود، اجتناب کند. برای مثال: شما ملاحظه می کنید که لیوان شیری را برای فرزندتان ریخته اید تا او بخورد ولی او در حال بازیگوشی کردن لیوان شیر را می ریزد. بسیاری از والدین در این موقعیت از کودک خود می پرسند: «لیوان شیر را ریختی زمین؟» و کودک در حالیکه از عواقب کار خود می ترسد پاسخ می دهد: «نه، این کار من نبوده، نمی دونم چطوری ریخت روی زمین». بنابراین برای اینکه مانع دروغگویی

کودکتان شوید در چنین شرایطی به او بگویید: «دیدم چه اتفاقی افتاد، شیرت ریخت روی زمین، بیا با هم پاکش کنیم»

- اطمینان حاصل کنید که قوانین روشن و قابل اجرایی برای کودکتان در خانه برنامه ریزی کرده اید. زیرا هر چه این قوانین قابل اجراتر و روشن تر باشد امکان تخلف و دروغگویی کودکان کاهش می یابد.

- اگر کودکتان سنجیده و آگاهانه به شما دروغ گفت، برای او توضیح دهید که حرفش برای شما قابل قبول نیست و می دانید که راست نمی گوید و به او عنوان کنید که دروغگویی کار خوبی نیست و ممکن است باعث شود که شما متوجه حقیقت نشوید. سپس سعی کنید از پیامدهای مثبتی استفاده کنید تا کودکان وادار به دروغگویی نشوند. مثلاً اگر کودک شما روی دیوار نقاشی کشیده، با کمک هم آنها را پاک کنید.

اگر کودک شما دائماً و آگاهانه اقدام به دروغگویی می کند، بهتر است که شما در شیوه های انضباطی خود تجدید نظر کنید و مقرراتی را ترتیب دهید تا کودک شما بفهمد عواقب دروغگویی چه خواهد بود.

به کودک خود دائماً برچسب «دروغگو» نزنید. این برچسبها و عناوین تاثیر منفی بر عزت نفس کودکان گذاشته و باعث می شود که آنها بیشتر اقدام به دروغگویی کنند. این مساله بدین معناست که اگر کودکتان به این باور برسد که دروغگوست، بنابراین بیشتر دروغ می گوید.

چند نکته در مورد کودکانی که بزرگتر هستند:

اگر کودک شما بزرگتر باشد، ممکن است دروغ برای او یک عادت شده باشد. اگر او به مقدار زیاد اقدام به دروغگویی می کند، با آرامش در این مورد با او صحبت کنید. با او صحبت کنید و عنوان کنید که در برابر دروغگویی او چه احساسی دارید و اینکه این دروغگویی او چگونه می تواند بر روابط تان با یکدیگر تاثیر گذاشته و حتی ممکن است دوستان و آشنایان، او را فردی صادق و راستگو نشناسند.

اگر کودک شما دائماً و آگاهانه اقدام به دروغگویی می کند، بهتر است که شما در شیوه های انضباطی خود تجدید نظر کنید و مقرراتی را ترتیب دهید تا کودک شما بفهمد عواقب دروغگویی چه خواهد بود

- وقتی فرزندتان به شما دروغ می گوید، این مساله را به او بازگو کنید. اجازه دهید فرزندتان متوجه شود که راستگویی برای شما اهمیت بسیار زیادی دارد.

- اگر می خواهید فرزندان راستگویی داشته باشید، خودتان هم این مساله را در رفتار خود نشان دهید و در این زمینه قوانین انضباطی سخت و محکمی پی ریزی کنید. پژوهشها نشان داده والدینی که بچه ها را بخاطر دروغگویی، توبیخ می کنند و آنها را به خاطر راست گویی پاداش می دهند، فرزندانشان کمتر دروغ می گویند.

- رابطه تان با کودک خود نزدیک و صمیمانه نگهدارید تا فرزندتان بتواند حقیقت را به شما بازگو کند. اگر شما والدین خوب و آرامی باشید، فرزندانتان در همه سنین رابطه خوبی با شما برقرار کرده و با آرامش کامل در مورد همه موضوعات با شما صحبت می کنند و بنابراین کمتر احتمال دارد که به شما دروغ گفته و یا رفتارهای ضداجتماعی مرتکب شوند.



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 | 2:30 | نویسنده : SARA89 |

لکنت زبان

افراد مبتلا به لکنت زبان اغلب در بیان حروف و کلمات دارای مشکل هستند. این مشکل ممکن است به صورت تکرار یک حرف یا فشار و سفتی در بیان یک کلمه باشد. علل آن به عواملی چون عوامل عضوی مثل ضایعات در دستگاه گویایی یا ضایعات مغزی مربوط باشد، یا عوامل روانی مثل ترس شدید ، ناراحتیهای روانی ، کشمکش خانوادگی ، خجالت و کمرویی ، فقر فرهنگی ، شیوه‌های نادرست تربیتی مثل تبعیض ، بچه‌گانه صحبت کردن والدین ، سرزنش و تحقیر از طرف والدین و ... .

 

درمان لکنت اگر به موقع انجام گیرد امید بخش خواهد بود و درمان آن تدریجی است و ابتدا باید وضعیت زندگی و نوع لکنت شناخته شود. کودک مبتلا هیچ وقت مورد ترحم اطرافیان قرار نگیرد و لکنت زبانش به او بازگو نشود و طوری با او رفتار شود که گویی هیچ مشکلی ندارد. برای صحبت آهسته و شمرده مورد تشویق قرار گیرد. کلمات را به آرامی بگوید و با صدای بلند سرود بخواند. رعایت رژیم غذایی و امتناع از خوردن غذاهای تند و محرک توصیه می‌شود. و حتما از یک متخصص در زمینه مشاوره و گفتار درمانی کمک گرفته شود.

گوشه گیری

کودک گوشه ‌گیر چون نمی‌تواند ارتباط مناسبی با محیط خود برقرار کند به عالم درون پناه می‌برد و به خیال بافی می‌پردازد. خجالت و سکوت ، فرار از فعالیتهای اجتماعی ، محدود بودن و گاه فقدان روابط دوستی نزدیک ، بی‌حوصلگی ، کمک نخواستن از دیگران ، سازش با وضع موجود و اعتراض نکردن ، تسلیم شدن در برابر خواستهای دیگران ، تقصیر گناهان را به گردن گرفتن ، اجتناب از رقابت ، بی‌علاقگی به کلاس ، بی‌اعتمادی نسبت به تواناییهای خود و ... ، از علائم کودکان گوشه‌ گیر است.

 

پذیرفته شدن در خانه و مدرسه ، تکبر و غرور ، احساس حقارت شدید ، نداشتن الگوی اجتماعی مناسب و شیوه های تربیتی نامناسب مثل حمایت افراطی از کودک ، طرد کودک ، انتقادهای والدین از کودک ، بیماریهای طولانی کودک ، اختلال در عملکرد غدد فوق کلیوی و ... ، از عمل گوشه‌ گیری است. برای درمان با شناسایی علل تلاش شود کودک برای برقراری ارتباط مورد تشوریق قرار گیرد. در فعالیتهای اجتماعی مختلف شرکت داده شود و فعالیتهایش مورد تشویق قرار بگیرد. از یک مشاور کودک کمک گرفته شود.

ترس

علائم ترس در کودکان متفاوت است و به صورتهای مختلف از جمله فرار ، چنگ زدن ، کمک خواستن ، جیغ زدن ، خشک شدن دهان ، لرزش اندام ، پریدن رنگ ، تنگی نفس ، عرق کردن ، احساس خستگی شدید ، از دست دادن کنترل ادرار ، تضعیف قدرت اندیشه و تصمیم گیری ، لکنت زبان ، نگاههای غیر طبیعی ، گوشه گیری و انزوا طلبی ، اختلالات خواب ، اختلال گوارش ، ناخن جویدن ، شب ادراری ، خشم و عصبانیت مشاهده می‌شود.

 

پیشگیری از ترس مهمتر از درمان آن است، بنابراین تا حد امکان با حذف علل از بروز ترس جلوگیری شود. علل ترس مثل ترساندن کودک ، داستانها و فیلمهای وحشتناک و ... می‌باشد. از طریق استدلال و عمل به کودک نشان داده شود که ترس او بی‌مورد و بیجاست، به کودک جرات و مهرت مبارزه با ترس آموخته شود. اعتماد به نفس کودک افزایش داده شده و در صورت لزوم از یک مشاور کمک گرفته شود.

ناخن جویدن

ناخن جویدن که یکی از اختلالات عادتی است، در بین کودکان و نوجوانان شایع است و با افزایش سن معمولا از شدت آن کاسته می‌شود. هنگام نگرانی و ناراحتی تشدید می‌شود و با علایم دیگری مثل شب ادراری و پر خوری ، شکست تحصیلی ، بی حوصلگی ، احساس ناآرامی و ناامنی ، انقباض غیر ارادی آرواره‌ها ، تیک ، اختلالات خواب ، نگرانی ، ترس ، شک و تردید ، تحرک زیاد ، دندان قروچه کردن ، زود رنجی ، تمارض ، خرابی دندانهای جلو و ... همراه می‌شود.

 

علل آن را احساس ناخشنودی ، کشمکشهای خانوادگی ، عادت و تقویت عادت ، تربیت نادرست ، یادگیری و تقلید از اطرافیان ، کمبود محبت ، تامین ویتامین و ... را معرفی کرده‌اند. برای درمان لازم است انگیزه‌ها و علل شناسایی گردد. هیچگاه نباید برای درمان از زور و کتک و فشار استفاده شود. روشهایی نظیر تلخ کردن و بستن ناخن ، فایده عمل و پایداری نخواهد داشت.

شب ادراری

عبارت است از تخلیه مکرر و بی‌اختیاری ادارای بعد از سه سالگی که هنگام شب یا روز یا در هر دو موقع اتفاق می‌افتد. گاه علل عضوی مانند عدم تکامل دستگاه عصبی ، بیماری دیابت ، بیماری کلیه ، کمبود کلسیم و ... علت آن است و گاه علل روانی مثل استرس ، تضاد و کشمکش خانوادگی ، بدرفتاری والدین با کودک ، جدایی از مادر ، خستگی کودک و ... باشد. گاه علل فیزیکی مانند دور بودن توالت از محل خواب ، سرگرمی و علاقه فراوان کودک به بازی ، تاریکی ، سرما می‌تواند علت شب ادراری باشد. مهمترین مرحله درمان ، رفع علل بروز شب ادراری است. در کنار آن روشهایی نظیر استفاده از بازتابهای شرطی ، بیدار کردن ، تجویز دارو و آموزش افزایش حجم مثانه استفاده می‌شود.

حسادت

علل حسادت ریشه در روشهای تربیتی نادرست در خانواده مثل تقویت برتری طلبی در کودک ، احساس حقارت ، مقایسه کودک با دیگر کودکان ، ناکامیهای دوران کودکی ، تولد نوزاد در خانواده و ... باشد. طلاق و ازدواج مجدد والدین ، نقایص عضوی نیز می‌تواند از علل حسادت شمرده شود. آگاه کردن کودک از اینکه مورد توجه و محبت والدین قرار دارد، رعایت عدالت و انصاف در روابط ، محبت به کودک ، ایجاد زمینه اعتماد و توجه ، سپردن کودک کوچکتر به کودک حسود برای نگهداری ، جرات دادن ، جایگزین کردن احساسات خشم کودک به چیزی مثل عروسک به جای خواهر کوچکتر ، حل مشکلات خانوادگی ، استفاده از نقاشی و بازی درمانی و دیگر روشهای تخصصی برای درمان حسادت مفید خواهند بود.

پرخاشگری

یادگیری پرخاش به عنوان وسیله‌ای برای نشان دادن اعتراض و ناراحتی ، رسیدن به خواسته‌های فرد با انجام پرخاشگری ، تنبیه‌های شدید ، تشویقهای بیجا ، حسادت ، دخالت بیش از حد و بی‌مورد بزرگتران در کارهای کودکان ، فقر ، فیلمها و داستانهای خشن و علل جسمی مثل کم خونی و ... از عوامل موثر در بروز پرخاشگری کودکان هستند. جهت درمان بایستی الگوهای مناسب در اختیار کودک قرار گیرد تا یاد بگیرد چگونه ناراحتی خود را بطوری مناسب نشان دهد، آرامش کودک مورد تشویق قرار گیرد، مقابله به مثل صورت نگیرد و رفتاری خالی از درک و همدردی نشان داده شود. مشکلات جسمی مورد توجه قرار گیرد و بطور کلی عواملی که می‌تواند علت پرخاشگری باشد شناسایی و مرتفع گردد و در صورت لزوم از متخصص کمک گرفته شود.

دروغگویی

علل دروغگویی می‌تواند تقلید و یادگیری از خانواده ، دوستان و ... باشد، یا نیاز به تعلق و همبستگی و مورد توجه واقع شدن ، احساس کمبود ، ترس و تهدید شدن ، انتظار و توقع بیش از حد از کودک و ... باشد. در درمان دروغگویی همکاری خانواده و اعضاء و اولیاء مدرسه ضروری است. تغییر شیوه‌های تربیتی ، آگاهی دادن به کودک برای پذیرش کمبودها ، توجه دادن کودک به ارزشمندیها و تواناییهای دیگر خود و خانواده و عدم مقایسه خود با دیگران ، از میان برداشتن علل ترس در کودک ، اجازه برای بیان احساسات و تعدیل انتظارات از کودک شیوه‌هایی مفید خواهند بود.

دزدی

علل دزدی می‌تواند علتهای مادی باشد، مثل فقر ، تغذیه ناکافی ، بی‌توجهی والدین به نیازهای کودک ، عدم استفاده یا استفاده نامناسب از فرآیند پول توجیبی یا علل روانی مثل بی‌همسری والدین ، یادگیری ، جبران احساس حسادت ، تنبیه و خشونت والدین و بطور کلی شیوه‌های تربیتی نامناسب ، میل به خودنمایی و ... . برای درمان همچون سایر مشکلات ، باید علل اساسی شناسایی و مرتفع گردند



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 | 2:4 | نویسنده : SARA89 |

 

 تـربـیت صحـیح فرزندان  از ضرورى تـرین وظایف والدین بـه شـمار مى آید. انجـام دادن این وظیفـه مهم، حـسـاس و ظریف بـدون تـکیه بر دیدگاه هاى صاحبنظران آگاه و مطمئن ممکن نیست. ما معتقدیم که معصومان (علیهم السلام) در همه ابعاد هدایتى و تـربـیتـى، الگوهایى کامل و مطمئن بـه شمار می آیند و تـکیه بـر دیدگاه ها و رفتـارهاى تربیتى آنان در مسیر تحقق وظیفه خطیر تربیت فرزندان، بهترین ره توشه است. معصومان( علیهم السلام) همه نور واحد بـوده، هدف مشترک داشتند؛ ولى به اقتضاى موقعیت های گوناگون در سیره تربـیتى آنان دیدگاه ها و رفتارهاى تـربـیتـى مختلفی بـه چشم مى خورد. کنار هم نهادن مجموعه دیدگاه ها و رفتارهاى تربـیتى آنان الگویى کامل از نظام تربیتى اسلام عرضه مى کند.

در میان معصومان (علیهم السلام) امام حسین  (ع) از موقعیت ویژه اى برخوردار است و این موقعیت به زندگى و سیره تربـیتـى آن حضرت بـرجستـگى خاصى بـخشیده است. این مقاله بـر آنست تا نکاتى از سیره تربـیتى آن حضرت را در دو بخش ارائه کند:

بخش اول برخى نکات تربیتى است که تا پیش از حادثه کربـلا تحقق یافته و به ما رسیده است و بخش دوم نگاهى مستقل بـه حادثه عظیم کربلا و بیان نکات تربـیتى آن. ذکر این نکته مفید مى نماید که از بـخش پـایانى عمرِ شریف حضرت – یعنى زمان وقوع حادثـه کربـلا – نکات تربیتى بیشتـرى در دستـرس داریم. سبـب این امر دو چیز مى تـواند باشد: نخست آنکه حـادثـه کربـلا بـه خـاطر بـى نظیر بـودن آن بـیش از سـایر حـوادث مورد تـوجـه سـیره نویسـان و مورخـان واقـع گردید و بنابراین اسناد بیشترى از آن در دسترس است که مى توان از لابـلاى آن نکات تربیتـى بـیشتـرى کشف کرد؛ و دیگر آنکه در این مقطع از عمر شریف حـضرت، فرزندان و اهل بـیت او بـه طور مسـتـقیم همراهش بودند و در نتیجه زمینه بروز نکات تربـیتى بـیشترى فراهم بـوده است؛ و شاید این امر یکى از اسـرار پـافشارى امام بـر حـضور اهل بـیت در کربـلا بـوده است. از اینرو شایسته است پـژوهشگران عرصه تربیت اسلامى فرصت را غنیمت شمرده، حادثه کربلا را بـا توجهى عمیق تر از منظر تربـیت بـنگرند و نکات تربـیتى سودمندى را از آن استخراج کنند.

اظهار محبت به فرزندان امرى درونى اسـت که خـداوند آن را در دل والدین بـه ودیعت نهاده است. اما آنچه در این میان مهم مى نماید و آثار تربیتى در پى دارد ابـراز آن است. این امرى اختیارى است و والدین و مربـیان مى توانند در پـرتو آن زمینه تربـیت صحیح را فراهم آورند. چه بـسیارند والدینى که نسبت به فرزندان خود محبـت فراوان دارند اما آن را ابراز نمى کنند در حالى که محبـت وقتى سازنده و تـأثیر گذار خواهد بـود که فرد مورد محبـت از آن آگاهى یابـد. امام حسین (ع) بـه عنوان الگوى تـربـیتـى مطمئن و کامل، محبـت بـه فرزندان را از نیازهاى ضرورى آنان دانسته، در قالب هاى گوناگون بـه ابـراز آن مى پـرداخـت. گاه بـا در آغوش گرفتـن و بـه سـینه چسبانیدن خردسالان، زمانى بـا بـوسیدن آنان و گاه بـا بـه زبـان آوردن کلمات شیرین و محبت آمیز. عبیدالله بن عتبه چنین مى گوید: «نزد حـسـین بـن على(ع) بـودم که على بـن حـسـین(ع) وارد شـد. حسین(ع) (امام سجـاد(ع) را صدا زد، در آغوش گرفت و بـه سینه چسبـانید، میان دو چشمش را بـوسید و سپس فرمود: پدرم بـه فدایت باد،چقدر خوشبو و زیبایى!»

تشویق فرزندان در برابر کار خوب آنان

یکى از شیوه هاى تربیتى مورد اتـفاق صاحبنظران عرصه تـعلیم و تربیت، شیوه کارآمد تشویق است. تشویق به جا و متناسب با فعالیت انجام شده، به ایجاد انگیزه در فرد منجر می شود و به تکرار و تقویت رفتار مى انجامد. چـه بـسا فرزندان از ارزش و اعتـبـار صفات مثـبـت خـود آگاهى نداشتـه باشند؛ در نتـیجه بـه شخصیت حقیقى و تـوانمندی هاى مثبـت خویش پى نمی برند و خود را در مقایسه با دیگران ناچیز بـه شمار می آورند. از این رو والدین و مربیان بـاید ویژگی هاى مثبـت فرزندان را کشف و برجسته سازند و مورد ستایش و تشویق قرار دهند.

 

در فرهنگ اسلامى ـ که تربیت دینى و اخلاقى فرزندان در کانون تـوجه است بـر تـشویق فرزندان هنگام بروز رفتارهاى دینى و بـرجسته کردن صفات اخلاقى و معنوى آنان بـسیار تـآکید شده است. امام سجاد(ع) فرمود: من بـه بیمارى شدیدى مبتلا شدم. پدرم بر بالینم آمد و فرمود: «چـه خـواستـه اى دارى؟ عرض کردم: دوست دارم از کسانى بـاشم که درباره آنچه خداوند بـرایم تدبـیر کرده، نپرسم. پدرم در مقابـل این جمله به من آفرین گفت و فرمود: تو مانند ابراهیم خلیلى؛ به هنگام گرفتارى جبرئیل نزدش آمد و پرسید: از ما کمک مى خواهى؟ او در جواب فرمود: (دربـاره آنچه پـیش آمده) از خداوند سؤال نمى کنم. خداوند مرا کافى است و او بهترین وکیل است. در این حدیث ملاحظه مى شود که امام حسـین (ع) در مقابـل پـاسـخ عارفانه و دلنشین فرزندش ـ که بـراساس ظاهر حدیث، سن و سال چندانى هم نداشت.ـ جمله «احسنت» را بـه کار بـرد و او را بـه «ابـراهیم خـلیل» تـشـبـیه کرد.



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 | 1:9 | نویسنده : SARA89 |
فردی در فضای خارج شهر حوضچه هایی رو ساخته و با وارد کردن بچه ماهی ها به پرورش و بزرگ کردن بچه ماهی ها می پردازه. مراقب گرمی و سردی آب هست. مراقب غذای بچه ماهی ها هست. مراقب اکسیژن آب هست. مراقب غذای مکمل بچه ماهی ها هست. اما چرا آخر سر وقتی این بچه ماهی ها بزرگ میشن و رشد می کنند و روانه بازار، وقتی سر سفره ها قرار می گیرند، این جمله رو می شنوی که ماهی فقط ماهی دریا. مگه این ماهی ها چی کم داشتن؟ مگه همه امکانات برای رشد اون ها آماده نبود؟ مگه مسئول اون ها همه جوانب رو برای رشدشون در نظر نگرفت؟
گاهی به قدری مراقب بچه ها هستیم و نگران خطرهای احتمالی این دنیا که بچه ها مثل ماهی های پرورشی شدن. شدن بچه های پرورشی. همه ما گاهی برنامه های مستند تلویزیون رو نگاه کرده ایم. زندگی حیوانات در خشکی و دریا.
زندگی زیر آب و عجایبی که فکر نمی کردیم زیر این همه حجم آب اتفاق بیفتد. بچه ماهی ها وقتی لای سنگ ها به دنیا میان تا مدت ها توی آب رودخانه کنار پدر و مادر خودشون زندگی می کنن و بزرگ می شن تا وقتی که مسیر دریا رو پیدا کنن و مستقل بشن. پدر و مادر این ماهی ها همراهشون بودند ولی اون ها رو از حرکت و گردش و کشف دنیای خودشون محدود نکردند و همه خطرها رو گذروندند تا شدن ماهی دریای آزاد.

تربیتفرزندان ما هم همین طورند. گاهی به قدری مراقب بچه ها هستیم و نگران خطرهای احتمالی این دنیا که بچه ها مثل ماهی های پرورشی شدن. شدن بچه های پرورشی. مراقب آب و دون و همه چیز هستیم. خطری اون ها رو تهدید نمی کنه چون همیشه پرورش دهنده ماهی ها بالای سرشون هست.
 
ولی در نهایت انگار کسی میشن که بخشی از وجود شون توی بزرگ شدن و رشد کردن گم شده. ظاهراً انسان های سالم و با کمالی هستند ولی قوی و زرنگ بار نیومدند. شدن آدم های پرورشی. اگه یه روزی بیاد که راهی به دریا پیدا کنن و از حوضچه امن همیشگی شون جدا بشن، می تونند توی توفان های دریا طاقت بیارند!؟
رشد این بچه ها لزوماً به معنی جدا شدن از پدر و مادر و تنها و سر خود عمل کردن نیست. مثل ماهی های توی رودخانه پدر و مادر کنار بچه ها هستند اما در حرکت و گردش و کشف دنیا کنار هم هستند. مراقبند، اما مراقب در گردش و در حرکت، نه مراقبت توی حوضچه و سکون و بی خبری!
در مقابل پدر و مادرهایی هم هستند که به بچه های خودشون اجازه می دن سفر کنن و کشف کنن، یاد بگیرن و بزرگ بشن و رشد کنن و قوی بشن و …  بشن بچه های دریای آزاد! رشد این بچه ها لزوماً به معنی جدا شدن از پدر و مادر و تنها و سر خود عمل کردن نیست. مثل ماهی های توی رودخانه پدر و مادر کنار بچه ها هستند اما در حرکت و گردش و کشف دنیا کنار هم هستند. مراقبند، اما مراقب در گردش و در حرکت، نه مراقبت توی حوضچه و سکون و بی خبری!
شاید بهتر این باشه که برای نگرانی و حس مراقبت و محافظت از فرزندانمان حد اعتدال را رعایت کنیم و با آنها همراه بشیم در رودخانه زندگی تا برن و برن و بزرگ بشن. به امید اینکه روزی برسه که این قدر اطمینان خاطر داشته باشیم که اونها رو توی دریای آزاد رها کنیم



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 | 0:57 | نویسنده : SARA89 |
بی‌گمان بهترین روش تربیت که مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و همه نیازهای روحی و روانی اوست‌، راه وحی است و قرآن کریم آیین خود را بهترین آیین تربیت برای کل بشر معرفی کرده و می‌فرماید:"این قرآن‌، به راهی که استوارترین راههاست‌، هدایت می‌کند." (اسرأ، 9) و هر چند که به روش تربیت کودک در قرآن تصریح نشده و لکن این مطلب‌، از لابلای برخی از آیات و داستان‌های قرآن کریم به زیبائی نمایان است‌؛ در این پاسخ‌نامه‌، به طور اختصار، به چند شیوة مهم می‌پردازیم‌:
1. روش‌الگویی‌:انسان ذاتاً الگوطلب و الگوپذیر است‌. به همین جهت یکی از بهترین و کوتاهترین روش‌های تربیت برای نمونه و تربیت عملی هر چه کمال و جاذبه نمونه ارائه شده بیشتر باشد. این روش کارآیی بیشتری خواهد داشت‌. تربیت ابتدایی کودک به طور طبیعی با روش الگویی شکل می‌گیرد؛ چرا که کودک در چند سال نخست زندگی خود، همه کارهایش را از الگوهای پیرامون خود که در درجة اول "پدر و مادر" او هستند، الگو برداری می‌کند و با تقلید از آنان رشد کرده و ساختار تربیتی‌اش سامان می‌یابد. به طور کلی روش الگویی به عنوان تربیت عملی بر جان انسان‌ها می‌نشیند و در نفوس آنها رسوخ می‌کند.
به همین جهت قرآن کریم می‌فرماید:"أَتَأْمُرُون‌َ النَّاس‌َ بِالْبِرِّ وَ تَنسَوْن‌َ أَنفُسَکُم‌؛(بقره‌،44) آیا مردم را به نیکی دعوت می‌کنید، اما خودتان را فراموش می‌نمایید؟!و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:"ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟!# نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی‌کنید." (صف‌، 2 و 3)
قرآن کریم‌، پیامبر اکرم‌را به عنوان الگویی کامل برای تربیت عملی بشر، معرفی می‌نماید و می‌فرماید:"مسلماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود." (احزاب‌، 21) ]در این زمینه نظر کنید به آیات‌:(ممتحنه‌،4)؛ (تحریم‌،10ـ12)[
بعد از پدر و مادر، یکی از الگوهای کودکان و جوانان‌، "دوستان‌" آنها هستند که در برخی از موارد الگوپذیری آنان از دیگران بیشتر است و روی تربیت عقایدی و اخلاقی و رفتاری آن ما تأثیر دارند. قرآن کریم در این زمینه هشدار داده و می‌فرماید:"و (به خاطرآور) روزی را که ستمکار دست خود را (از شدّت حسرت‌) به دندان می‌گزد و می‌گوید:"ای کاش با رسول (خدا) راهی برگزیده بودم‌# ای وای بر من‌، کاش فلان (شخص گمراه‌) را دوست خود اختیار نکرده بودم # او مراد از یادآوری (حق‌) گمراه ساخت بعد از آنکه (یاد حق‌) به سراغ من آمده بود." (فرقان‌، 27 ـ 29) یکی دیگر از موارد الگوگیری کودکان و جوانان‌، محیط تعلیم و تربیت آنها یعنی همان "معلّم‌" و مربی کودکان می‌باشند و معمولاً تمامی حرکات و سکنات خود را از مربیّان‌، نمونه‌برداری می‌کنند، به همین جهت‌، هنگامی که از امام باقر7 درباره آیة "فَلْیَنظُرِ الاْ ؟ًِنسَـَن‌ُ إِلَی‌َ طَعَامِه‌ِ"(عبس‌، 24) انسان باید به غذای خویش بنگرد." سؤال شد، حضرتش فرمودند:"یعنی علمی که فرا می‌گیرد، بنگرد از چه کسی فرا می‌گیرد."(المحاسن‌، احمدبن محمدبن خالد البراقی‌، ج 1، ص 347، ح 724، المجمع العالمی لاهل البیت‌:.)
2. روش محبّت‌:بی‌گمان این روش در اصلاح و تربیت همه انسان‌ها به خصوص کودکان‌، نقشی عظیم و کارساز دارد که خداوند متعال‌، پیامبر گرامیش‌را به روش محبّت آراسته کرده‌(آل عمران‌، 159.) و تعبیر قرآن کریم نیز از کودکان به "بخشش‌" و هدیه‌، تعبیری است محبت‌آمیز، می‌فرماید:"به هر کس که بخواهد دختر می‌بخشد و به هر کس بخواهد پسر می‌بخشد."(شوری‌،49)
انسان‌، به فطرت خود نیازمند محبّت است و در مراحل اولیه زندگی و دوران کودکی خویش به محبتی بیشتر نیاز دارد و تأثیر روش محبت در سازمان دادن به شخصیت کودک بر کسی پوشیده نیست‌. البته محبتی معتدل و راستین و به دور از تکلف و تصنّع و متناسب با سن و سال و وضع و حال کودک وبه دور از تبعیض که در این زمینه روایاتی از اهل بیت‌:نیز داریم‌.(رجوع کنید به‌:میزان الحکمة‌، محمد محمدی ری شهری‌، ترجمه حمید رضا، شیخی‌، ج 14، ص 708، ح 22620 ـ 32633، دارالحدیث‌.) نمونه‌هایی از این روش را در قرآن کریم‌، می‌توان در داستان حضرت یوسف‌غ جستجو کرد. یکی در هنگامی که پدرش‌، حضرت یعقوب‌غ بنابر تقاضای برادران یوسف‌، او را به بازی و گردش می‌فرستد و خوف از جان یوسف‌غ را دارد.(نظر کنید به آیات‌:(یوسف‌، 12 ـ 13).) نمونه‌ای دیگر از این روش (محبت‌) همانا طلب بخشش گناهان و استغفار برای برادران یوسف‌غ از خداوند متعال است‌، در هنگامی که به خطای خود پی می‌برند.(نظر کنید به‌:(یوسف‌، 97 ـ 98).)
3. روش موعظه‌:این روش از جمله روش‌هایی است که خداوند متعال برای تربیت همه انسان‌ها بدان سفارش کرده و می‌فرماید:"با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما."(نحل‌،125)
موعظه نیکو، موعظه‌ای است که از جان پاک واعظی راه یافته‌، به روشی نیکو، از آن برای اصلاح و هدایت بهره گرفته شود. و خود قرآن کریم‌، کتاب موعظه الهی است‌(نظر کنید به‌:(یونس‌، 57).) نمونة زیبای روش موعظه‌، پند و اندرزهای لقمان حکیم به فرزند خویش است‌، مواعظی در زمینه اصول اعتقادی و وظایف شرعی و همچنین آداب نیکوی اخلاقی در وجوه فردی و اجتماعی‌، می‌فرماید:"(به خاطر بیاور) هنگامی را که لقمان به فرزندش ـ در حالی که او را موعظه می‌کرد ـ گفت‌:"پسرم‌!چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک‌، ظلم بزرگی است‌." (لقمان‌، 13)(سپس در یکی دیگر از اندرزهای اعتقادی خود می‌فرماید:"پسرم‌!اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگی یا در (گوشه‌ای از) آسمان‌ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت برای حساب‌) می‌آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است‌."(لقمان‌،16) و در موعظه‌های تکالیف دینی می‌گوید:"پسرم‌!نماز را بر پا دار، و امر به معروف و نهی از منکر کن‌، و در برابر مصایبی که به تو می‌رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است‌" (لقمان‌، 17) و در پایان موعظه‌های اخلاقی فردی و اجتماعی را چنین بیان می‌دارد." (پسرم‌!) با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان‌، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندار #¢ (پسرم‌!) در راه رفتن‌، اعتدال را رعایت کن‌؛ از صدای خود بکاه (و هرگز فریاد مزن‌) که زشت‌ترین صداها صدای خران است‌."(لقمان‌، 18 ـ 19)
4. روش تعلیم‌:این شیوه هم یکی از روش‌ها است که بیشتر در روایات ائمه‌:روی آن تأکید شده مثلاً در بعضی از روایات‌، یکی از حقوق فرزند را "آموزش قرآن‌" و یا "سوادآموزی‌" بر شمرده‌اند(ر.ک‌:نهج‌البلاغه‌، حکمت 399، نامه 31.) و در جای دیگر امام علی‌می‌فرماید:"از دانش ما به کودکان خود چیزی بیاموزید که خداوند به واسطه آن سودشان بخشد."(میزان الحکمة‌، همان‌، ج 14، ص 7107، ح 22753.)
و همچنین است آموزش نماز، شنا، تیراندازی که همه اینها در تربیت جسمی و روانی کودک مؤثر است‌. و در تربیت قرآنی‌، احتیاطهای لازم در امور جنسی کودک نیز حایز اهمیت شمرده شده او امر فرمودکه که کودکان باید با اجازه وارد اتاق خواب پدر و مادر شوند، می‌فرماید:"ای کسانی که ایمان آورده‌اید!بردگان شما، و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده‌اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند:پیش از نماز صبح‌، و نیمروز هنگامی که لباس‌های (معمولی‌) خو را بیرون می‌آورید، و بعد از عشا؛ این سه وقت خصوصی برای شماست‌، اما بعد از این سه وقت‌، گناهی بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید (و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایید). این گونه خداوند آیات را برای شما بیان می‌کند (نور،58)
5. روش مراقبه‌:یکی از مؤثرترین شیوه‌ها برای حفظ کردار و تداوم اعمال صالح است‌، خواه در تربیت و تزکیه نفس باشد و یا تربیت کودکان و زیردستان‌، خداوند در این زمینه می‌فرماید:"ای کسانی که ایمان آورده‌اید!خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگه دارید."(تحریم‌،6)
6. روش تنبیه و سرزنش‌:روشی بسیار مهم در تربیت است که ظرافت و دقت خاص خود را می‌طلبد و باید در راستای تربیت و اصلاح کودک و یا هر فرد دیگر باشد، بدون این که به شخصیت انسانی و کرامت فرد، آسیبی برسد. قرآن کریم‌، نمونه‌ای از سرزنش کردن پدری همچون یعقوب‌غ را در مقابل سهل‌انگاری‌ها بلکه گناهان برادر یوسف‌غ بازگو می‌کند، می‌فرماید:"(یعقوب‌) گفت‌:"هوس‌های نفسانی شما این کار را برایتان آراسته‌!من صبر جمیل (و شکیبائی خالی از ناسپاسی‌) خواهم داشت‌، و در برابر آنچه می‌گویید، از خداوند یاری می‌طلبم‌

تاريخ : چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 | 0:45 | نویسنده : SARA89 |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.